الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

632

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

حضرت است و امامان از نژاد او كه كشتار آنها را جائز شمردند و به آنها ضرب و شتم و اهانت روا داشتند يا ترك دوستى آنها كردند و حق آنها را غصب نمودند و يا به امامت آنها معتقد نشدند و احترام مقام آنها را مراعات نكردند . از مجلسى ( ره ) - اين همان روايت 6 است كه گذشت و اختلافى ندارد جز در جملهء ( يعتذر الى الناس ) و جملهء ( ألبسه اللَّه ) و شايد به خاطر همين اختلاف نسخه‌ها آن را تكرار كرده است و آن هم بعيد است و شايد هم از روى سهو تكرار شده است . از مجلسى ( ره ) - قوله « ما من احد » يعنى انسان به طبعِ خود چنين است كه از اطلاع ديگرى به عملِ خير او خوشش مىآيد و ممكن نيست اين حال را از خود بگرداند و اگر او را بدان تكليف كنند تكليف به مالا يطاق باشد . « اذا لم يكن صنع ذلك لذلك » يعنى داعى و انگيزندهء او بر انجام اين كار يا انجام آن بر وجه مخصوص همان ظهور آن براى مردم نباشد . از مجلسى ( ره ) - رياست خوب دارد و بد دارد ، خوبش رياستى است كه خدا تعالى به خواص خلقش از انبياء و اوصياء ( ع ) داده براى هدايت و ارشاد خلق و رفع فساد از آنها و چون معصومين ( ع ) از طرف خدا به عنايات الهيه موفق هستند ايمن از آنند كه غرضشان از آن به دست آوردن اغراض پست دنيا باشد و منظور آنها از رياست مهرورزى براى خلق خدا است و نجات آنها از مهلكه‌هاى دنيا و آخرت چنانچه حضرت يوسف گفت : مرا بر خزائن زمين بگمار كه من نگهدار و دانا هستم ، و اما مردم ديگر رياست حق دارند و رياست باطل و آن مورد اشتباه است از نظر نيت و حالت . از آن جمله است رياست در قضاء و حكم ميان مردم كه امر مهم و خطرناكى است و معرض فريب شيطان است و براى آن در اخبار بسيارى از